کلیدهای طلایی برای بازکردن قفل بسته‌ی ازدواج دختران!

– این‌که سن ازدواج بالا رفته، شامل چه سنی می‌شود؟

سن ازدواج، سن جوانی و رشد را می‌طلبد؛ سنی که در اوج و پویایی هستیم. ما تا یک سن، انعطاف‌پذیری و طراوت داریم و راحت‌تر می‌توانیم انتخاب کنیم؛ وقتی سن بالا می‌رود، احساس می‌کنیم که خیلی عاقل شده‌ایم و باتجربه هستیم و طرف مقابل ما باید خودش را با ما هماهنگ کند و همین امر، مانع ازدواج می‌شود! آمار رسمی که مجلس شورای اسلامی اعلام کرده؛ این است ‌که میانگین ازدواج دختران، تقریباً ۲۵سال و پسران، ۲۸سال در کل ایران است که البته در «تهران» و شهرهای بزرگ، این میانگین بالاتر است. این‌که هرچه سن بالاتر رود و فرد به‌طور ناخودآگاه و طبیعی، آرام‌تر می‌شود، ازدواج بهتر است زمانی اتفاق بیفتد ‌که امید به زندگی و آینده‌نگری در فرد، در اوج باشد. این‌که سن مناسب برای ازدواج، چه سنی‌ست، بستگی به بلوغ و پختگی هر فرد دارد.

 

– چرا سن ازدواج دختران بالا رفته است؟

عوامل بسیاری در جامعه به این قضیه دامن می‌زند اما عواملی که دختران، خود به آن دامن می‌زنند، شامل موارد زیر است:

۱)  برخی از دختران، زن‌بودن خود را فراموش کرده‌اند؛ این‌که تحصیل کنند و سرکار بروند، چیز خوبی است اما متأسفانه برخی از دختران امروز، از آن‌طرف بام افتاده‌اند! بخشی از زن‌بودن زنان، در ارتباط با همسر و زندگی مشترک و نقش مادری شکوفا می‌شود و این‌که مورد حمایت و دوست‌داشته‌شدن همسر قرار بگیرند. دختران در ظاهر، این قضیه را کتمان می‌کنند؛ این‌که خودشان از پسِ خودشان برمی‌آیند و نیازی به ازدواج نمی‌بینند اما اگر در خلوت خود صادق باشند، این نیاز را درون خود احساس می‌کنند.

۲) متأسفانه بسیاری از دختران، قبل از ازدواج، تجربیات تلخی داشته‌اند که موجب دلزدگی در آنان می‌شود و دچار تصمیم‌گیری‌های افراطی می‌شوند! بارها شنیده‌ایم که برخی دختران می‌گویند: «از همه‌ی مردها بدم می‌آید» یا «همه‌ی مردها سروته یک کرباس هستند!» در واقع فکر می‌کنند به هیچ مردی نمی‌توان اطمینان کرد. این ترس موجب می‌شود که آنان تنهایی را انتخاب کنند!

۳) برخی از دختران، خود را وارد رابطه‌ی آشنایی با پسری می‌کنند که سرانجامی برای‌شان ندارد. اگر شش‌ماه گذشت و هیچ نشانه‌ای از تصمیم‌گیری جدی در مورد آینده از طرف مقابل مشاهده نکردید، باید ببینید تاچه‌اندازه در زندگی‌اش سهم دارید! این کار، برای شما تزلزل شخصیت ایجاد نمی‌کند، چراکه نشان‌دهنده‌ی این است که شما برای زندگی خود، برنامه‌ریزی دارید. به‌جای این‌که این‌گونه روابط، شما را  به هر طرف که بخواهد بکشاند، شما تکلیف را روشن کنید! در غیر این‌صورت، به رابطه ادامه ندهید و موارد ازدواج خود با دیگران را به‌خاطر این رابطه، از دست ندهید.

دختران نباید با تردیدهای طرف مقابل جلو بروند؛ گاهی خود دختران نمی‌توانند تصمیم بگیرند و شرایط فرد مقابل را بهانه می‌کنند؛ مانند این‌که فعلاً آمادگی ازدواج ندارد! نکته‌ی بسیار مهم، این است ‌که دخترانی که اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس پایینی دارند، دچار وابستگی عاطفی با فرد مقابل می‌شوند و او را به نحوی وادار به ازدواج با خود می‌کنند! بد نیست دختران بدانند فرد مقابل باید آگاهانه شما را انتخاب کند، چراکه بعدها در زندگی مشترک، مسؤولیت انتخاب خود را خواهد پذیرفت، مردها همیشه به‌دست‌آوردن را دوست دارند زیرا به آنان احساس قدرت می‌دهد.

۴) برخی از دختران در ارزیابی ملاک‌های خود، تردید دارند و ملاک‌های واقعی و عمقی را کم‌رنگ‌تر از ملاک‌های سطحی می‌بینند.

افراد باید انتظارات معقول و بهینه‌ای در انتخاب همسر داشته باشند؛ البته گاهی هم خانواده‌ها، مانع‌تراشی می‌کنند.

 

– دختران باید چه معیارهای منطقی را برای ازدواج درنظر داشته باشند؟

من اینجا یک‌سری از معیارها را بدون اولویت‌بندی عنوان می‌کنم:

– فردی که نگاهش به واقعیت‌های زندگی، مثبت باشد و آینده را تاریک نبیند.

– فردی که پویایی ذهنی داشته باشد و به قول معروف، اهل فکرکردن باشد.

– فردی که روحیه و پتانسیل پیشرفت را داشته باشد و برای بهتر زندگی‌‌کردن تلاش کند، البته به شرطی که به سمت اعتیادِ کاری پیش نرود.

– فردی که توان مدیریت مسائل زندگی‌اش را داشته باشد و این‌که برای زندگی‌اش برنامه‌ریزی کرده و برای خواسته‌هایش تلاش ‌کند.

– فردی که رابطه‌اش با خانواده و اطرافیانش، متعادل و منطقی باشد. مطمئناً آدمی که مدام از اطرافیانش شکایت می‌کند و از همه طلبکار است، دیر یا زود، شما را هم به لیست اضافه خواهد کرد.

– فردی که بین احساس و منطق، تعادل برقرار کند؛ یعنی صرفاً با بعد منطقی خود به مسائل نگاه نکند و با احساسات خود تا حدی آشنا باشد و بداند که با بروز درست احساسات، تاچه‌اندازه به زن احساس امنیت می‌دهد، چراکه این امر، حمایتگربودن یک مرد را نشان‌می‌دهد؛ فاکتوری که برای یک زن، آرامش به همراه می‌آورد.

– صداقت و راستگویی

– تاچه‌اندازه به نیروی بالاتر اعتقاد دارد و ایمان فرد به خدا در مسیر زندگی‌اش، تا چه میزان است. داشتن ارزش‌ها و باورهای معنوی، تکیه‌گاه محکمی در زندگی است که شانس ما را در تاب‌آوردن در شرایط مشکل، بالا می‌برد.

– سلامت روان او مورد تأیید باشد و دچار اختلالات شخصیتی مانند افسردگی، وسواس‌های فکری و عملی، بدگمانی، بددلی و… نباشد.

– فردی که کودک درونش بانشاط باشد، روزمرگی نمی‌کند، بلکه زندگی می‌کند!

 

– دختران چه باید بکنند تا خواستگار مناسبی داشته باشند؟

– وقتی خانه‌ای کثیف و نامرتب باشد، چه‌کسی حاضر است در آن قدم بگذارد؟! آنان در ابتدا باید مسیر این خانه را گلباران کنند، یعنی اول باید شناخت کافی از خود پیدا کنند و بعد روی نقاط‌ضعف خود کار کنند و نقاط قوت خود را تقویت کنند؛ دختری ناامید، عصبی و پرخاشگر که طلبکار از دنیا و دیگران است، چگونه انتظار دارد که فرد مناسبی پیدا کند! دختری که هنوز با هم‌جنس خود نمی‌تواند درست ارتباط برقرار کند، چگونه انتظار دارد که دیگران به او خواستگار معرفی کنند! دختران باید روی شخصیت خود و به‌خصوص مهربانی با خود، کار کنند. برخی از دختران امروز به‌دلیل داشتن تحصیلات و شغل، بخشی از زنانگی خود ازجمله مهربان‌بودن را کم‌رنگ کرده‌اند، درصورتی‌ که یک مرد، حس محبت و مهربانی و حمایت همسر خود را می‌خواهد اما متأسفانه برخی دختران با تحصیل و شغل خود می‌خواهند که قدرت خود را به رخ فرد مقابل بکشند؛ در این‌صورت مردان فراری می‌شوند!

– ظاهر و لباس‌پوشیدن دختر باید دعوت‌کننده باشد، نه‌ پس‌زننده!

– خانواده‌ها باید ارتباطات خود را با دوست و آشنایان، گسترش دهند و دختران نیز باید در این جمع‌ها حضور یابند. همچنین دختران نیز باید راه‌های برقراری ارتباط با دوستان هم‌جنس خود را مهم بدانند، چراکه آنان نیز می‌توانند برای‌شان موقعیت و شانس بهتری ایجاد کنند!

– چرا بعضی از دختران، ترس از ازدواج‌کردن دارند؟

باید تکلیف را با خود و باورهای‌مان مشخص کنیم. ازدواج، هدف نیست؛ وسیله‌ای برای رسیدن به هدف است. افرادی بیش‌تر از ازدواج می‌ترسند که همه‌ی زندگی خود را تحت‌الشعاع ازدواج‌کردن می‌بینند، درصورتی که ازدواج، راهی‌ست برای زندگی، نه هدف زندگی! گاهی تحصیلات و اشتغال، برای برخی دختران، مهارت فکرکردن و تصمیم‌گیری را به‌بار نیاورده و آنان با فکر و ظاهری امروزی، هنوز در قالب‌‌های سنتی خود جا خوش کرده‌اند. پس باید با دیدی وسیع، نه تنگ‌نظرانه به ازدواج نگاه کنیم.

 

– و توصیه‌ی آخر به دخترخانم‌ها!

این‌که یک پسر از لحاظ تحصیلی و مالی، دارای موقعیت بالاتری نسبت‌به دختر باشد، شاید به یک زن، احساس امنیت بیش‌تری بدهد زیرا زن می‌خواهد که طرف مقابلش، قدرتمند باشد اما دختر امروز که بسیاری از این قدرت‌ها را دارد، دیگر نباید با این باور جلو برود! اگر می‌خواهید از لذت ازدواج مناسب محروم نمانید، باید در این معامله، چیزهایی را خرج کنید! این‌که می‌خواهید برای خود، منبع مالی ذخیره کنید و با همان انتظارات قبلی، همسری پولدار و تحصیلکرده داشته باشید، سخت در اشتباه هستید؛ در ازدواج باید همه‌ی منابع را به شراکت گذاشت. زن امروزی با توانمندی‌هایی که به‌دست آورده، می‌تواند در تمام جنبه‌های زندگی مشترک، نقش پررنگ‌تری ایفا کند.

شهرزاد شقاقی

کارشناس‌ارشد مشاوره و روان‌شناسی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سیزده − چهار =