چگونه با همسر خود صمیمی شویم؟

– آیا معیارهای پیش از ازدواج، در صمیمیت پس از ازدواج مؤثر است؟

بله؛ بعضی معیارها، حالت کلیدی و حق «وتو» دارند. این‌که دو نفر به اجبار باهم ازدواج می‌کنند یا این‌که فقط به‌دلیل فرار از خانواده ازدواج می‌کنند و حتی ظاهر همدیگر را نیز نمی‌توانند تحمل کنند، چگونه می‌توانیم از آنان انتظار صمیمیت داشته باشیم؟! یا این‌که دو نفر، تفاوت‌های فرهنگی دارند یا الگوهای نادرست رفتاری، از کودکی‌ در ذهن‌ آنان نفوذ کرده و پس از ازدواج نیز این باورها را به‌طور ناخودآگاه به همسرشان انتقال می‌دهند. البته در این موارد، با کمک متخصص می‌توانند بر مشکلات خود غلبه کنند و صمیمیت در زندگی زناشویی را باتوجه به آموزش‌های کافی، ایجاد کنند.

– زن و شوهر چه زمانی صمیمی می‌شوند؟

۱) زمانی که مورد قضاوت هم قرار نگیرند: این‌که زن و شوهر به نظاره و تماشای یکدیگر بنشینند، از حال و هوای فکری و روحی و رفتاری هم آگاه باشند و این‌که بدانند قرار نیست قضاوتی صورت‌بگیرد؛ راحت‌تر رفتار می‌کنند و در غیر این‌صورت، خود را سانسور می‌کنند.

۲) تمام زخم‌هایی که از دوران کودکی بر‌جای مانده را برای ‌طرف مقابل خود بازگو کنند: همسر باید مرهم باشد، نه این‌که به‌عنوان ابزاری علیه ما ‌استفاده شود. مثلاً اگر نوازش کافی در دوران کودکی ندیدیم، این نیاز را از همسر خود بخواهیم و او باید به‌جای این‌که زخم‌ها را بخراشد و روی‌شان نمک بپاشد، مرهم آن‌ها باشد.
۳) یکدیگر را دوست داشته باشند: یک تخم‌مرغ را در نظر بگیرید. بین زرده و سفیده‌ی تخم‌مرغ، یک نوع صمیمیت وجود دارد و با این‌که هویت و استقلال جداگانه‌ای دارند اما مرزهای خود را داشته و بافتی به‌نام پوسته‌ی تخم‌مرغ تشکیل داده‌اند. وقتی زن و شوهر نیز همدیگر را یک واحد در نظر بگیرند، باید از چیزی که دیگری را متأثر و ناراحت می‌کند، پرهیز کنند.
۴) نسبت‌به یکدیگر، باورهای درست زناشویی داشته باشند: یک باور غلط این‌ است که زن و شوهرِ خوب همیشه همدیگر را دوست دارند، اما درواقع تحت تأثیر شرایط محیط، خلق‌وخوی افراد تغییر می‌کند، حتی شرایط ارگانیکی نیز تأثیرگذار است. به‌عنوان نمونه، خانم‌ها در دوران عادت‌‌ ماهیانه، در بدن‌شان هورمون‌هایی ترشح می‌شود که در خُلق‌شان تأثیر می‌گذارد؛ مثلاً افسرده می‌شوند. درنتیجه، ما همواره در یک حالت نیستیم، پس این‌که همیشه و در تمام لحظات، همدیگر را دوست داشته باشیم، باور غلطی است.
باور صحیح این است که زن و شوهرِ خوب، عمدتاً همدیگر را دوست دارند اما گاهی تحت شرایطی، شاید حوصله‌ی همدیگر را نداشته باشند. ما نباید با باورهای غلط، قضاوت‌های جدیدی داشته باشیم.
۵) همدلی: همدلی به معنی مداراکردن نیست، بلکه به معنای این است که خود را در موقعیت طرف مقابل بگذاریم و همچون مغز طرف مقابل، پدیده‌ها را درک کنیم. اگر همدل باشیم، پرخاشگری همسر را تقاضای محبت قلمداد می‌کنیم اما اگر همدل نباشیم، این را نوعی حکومت و ضدیت همسر تلقی می‌کنیم. یکی از مواردی که موجب همدلی می‌شود، آگاهی از تفاوت‌های شخصیتی یکدیگر است.
۶) نیازهای پنجگانه‌ی یکدیگر را تأمین کنند:
– نیاز به بقاء: واقعیت‌های مادی زندگی را تأمین کنیم.
– نیاز به قدرت: یک‌نفر حاکم و دیگری محکوم، معنا ندارد. قدرت باید توزیع شود چراکه در غیر این‌صورت، دست به رفتارهایی می‌زنیم که صمیمیت را از ما دور می‌کند.
– نیاز به آزادی: افراد ضمن این‌که مسؤولیت‌ها و محدودیت‌های زندگی مشترک را دارند اما نباید برده‌ی هم باشند، بلکه باید از آزادی‌های کاملاً شخصی خود برخوردار باشند.
– نیاز به تفریح و سرگرمی: باید از این طریق، روح خود را ارضا کنیم و به‌خاطر داشته باشیم که کار، برای زندگی است، نه زندگی برای کار!
– نیاز به عشق: شامل سه دسته‌ی عشق جسمی، عشق جنسی و عشق روحی می‌باشد. دوست‌داشتن قلبی را باید اظهار و به آن عمل کرد.

– رابطه‌ی زناشویی سالم تا چه اندازه در صمیمیت زوجین مؤثر است؟

در رابطه‌ی جنسی، بسیاری از هورمون‌ها آزاد می‌شود که به سلامت جسمانی و روحی ما کمک می‌کند. رابطه‌ی جنسی، بیان فیزیکیِ دوست‌داشتن و عشق‌ورزیدن است و یک رابطه‌ی بسیار مقدس است. رابطه‌ی سالم جنسی، باید طبق مراحلی صورت‌گیرد تا برای طرفین، تأثیرگذار باشد؛ بدین‌ترتیب که در ابتدا با اظهار علاقه شروع می‌شود، یعنی شنیدن و گفتن، یعنی خوبی‌ها را به رخ همدیگر کشیدن، خاطرات خوب را بیان کردن… اما بسیاری از افراد، رابطه‌ی جنسی را تنها مختص به عمل فیزیکی می‌دانند.

– افرادی که ناتوانی جنسی یا مشکلات جنسی دارند، چه مراحلی را باید برای درمان خود طی کنند؟

این افراد در ابتدا باید به «اورولوژیست» مراجعه کنند تا از سلامت مجرای ادراری خود مطمئن شوند؛ بعد باید به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنند، این‌که چه مشکلات ارگانیگی یا عدم تعادل هورمونی دارند و بعد به روان‌شناس مراجعه کنند، چراکه بیش‌تر مشکلات جنسی، مربوط به این قسمت است. مثلاً در کودکی به ما القا شده که رابطه‌ی جنسی، یک رابطه‌ی شیطانی است اما وقتی می‌خواهیم با همسر خود رابطه‌ی جنسی برقرار کنیم، احساس گناه می‌کنیم که همین امر موجب سردمزاجی و عدم تمایل ما می‌شود.

دکتر مصطفی تبریزی
دکترای تخصصی مشاوره و روان‌درمانی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 × دو =