نقش جهانی‌شدن بر ازدواج!

دکتر سیدقوام‌الدین مهدوی

جامعه‌شناس

نقش جهانی‌شدن بر ازدواج!

– لطفاً درباره‌ی نقش و کارکرد جهانی خانواده صحبت کنید.

در مورد نقش خانواده می‌توان گفت که خانواده، عشق و حمایت را برای اعضایش فراهم می‌کند؛ زندگی آنان را شکل می‌دهد؛ قواعد و هنجارهای زندگی را به آنان می‌آموزد و پیوند بین فرد و جامعه را برقرار می‌کند. خانواده، جهانی کوچک با کارکردهایی بزرگ در هر جامعه است که یکی از کارکردهای آن، «جامعه‌پذیرکردن فرزندان» است؛ یعنی هم‌ نواکردن آنان  با ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و آموختن روش‌های قابل قبول رفتاری در جامعه و نیز هماهنگ‌کردن آنان با هنجارها و انتظارات جامعه.

کارکرد دوم آن، «ایجاد ثبات عاطفی و هیجانی» در فرزندانی است که نیازمند حمایت و محبت هستند تا بتوانند بزرگسالانی باثبات شوند که این امر، در خانواده پی‌ریزی می‌شود.

کارکرد سوم، «حمایت اقتصادی» است. واضح است که اعضای خانواده تا زمانی‌که خود به خوداتکایی و استقلال مالی برسند، نیازمند حمایت مالی و اقتصادی هستند و این امنیت اقتصادی باید  در خانواده ایجاد شود.

چهارمین کارکرد مهم تشکیل خانواده، «تأمین نیازهای جنسی» است که خانواده به‌صورت مشروع و قانونی این نیازها را تأمین می‌کند و با تولید نسل، ضامن بقای جامعه می‌شود و درنهایت؛ «هویت‌بخشی»، یکی دیگر از کارکردهای اساسی خانواده است. پس ملاحظه می‌کنید که کارکردهای خانواده، برای این بحث بسیار مهم است و تغییراتی که در فرآیند زندگی اجتماعی و توسعه‌ی جوامع رخ‌می‌دهد، به‌ویژه روند مدرن‌سازی و جهانی‌شدن، بر شکل و نوع ازدواج و چگونگی تشکیل خانواده و کارکردهای آن، تأثیر اساسی دارد.

 

– به‌نظر شما، جهانی‌شدن چه تأثیری بر ازدواج و خانواده داشته است؟

جهانی‌شدن، فرآیندی است که درنتیجه‌ی انقلاب الکترونیکی دهه‌ی ۱۹۷۰ و بهبود فناوری‌های مخابراتی، ارتباطی و حمل و نقل؛ امکان نقل و انتقال سرمایه، تکنولوژی، نیروی کار و اطلاعات را در سطح کره‌ی زمین فراهم و دامنه‌ی تجارت و مبادلات را جهانی کرده است. این فرآیند که به وابستگی متقابل اقتصادی، همکاری‌های منطقه‌ای و نزدیک‌شدن فرهنگ‌ها و الگو‌های رفتاری در کشورهای مختلف منجر شده، از ابعاد و دیدگاه‌های مختلف مورد نقد و بررسی قرارگرفته است. جهانی‌شدن در سه عرصه‌ی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تأثیرگذار است.

با نگاهی فرهنگی، می‌توانیم بگوییم که جهانی‌شدن، فرآیندی پویاست که تأثیرات متفاوتی بر فرهنگ‌ها در سراسر جهان دارد؛ این پدیده به مرزهای فرهنگی نفوذ می‌کند و پیامد آن، گسترش ایدئولوژی‌ها و ارزش‌های به‌طور عمده غربی است. جهانی‌شدن، نیرویی عینی در جهان مدرن است که همه‌ی جنبه‌های زندگی ما ازجمله اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، رفتاری، فرهنگی و… را احاطه کرده است.

در بُعد فرهنگی، جهانی‌سازی و مدرنیسم بر ساختار، نقش، کارکرد و سبک زندگی خانواده تأثیر گذاشته و آن‌ها را تغییر داده است. همچنین تغییر در نگرش‌ها، دیدگاه‌ها و ارزش‌هایی مانند صداقت، وفاداری، همدردی و… را موجب شده است.

البته وقتی از جهانی‌سازی صحبت می‌کنیم، لازم است توجه داشته باشیم که ما با دو جهان مجازی و جهان واقعی روبه‌رو هستیم که هریک، ویژگی‌های خود را دارد؛ «جهان مجازی»، جهان سرعت و شتاب، فوریت و کلیک و پنجره‌ها (در اینترنت و (windows ، و از بین‌ رفتن حریم بین فضای خصوصی و فضای عمومی است. ما همان‌طور که عضو جهان واقعی هستیم، عضوی از جهان مجازی نیز هستیم؛ یک هویت واقعی داریم و یک هویت دیجیتالی در فضای مجازی یا سایبر. همین موضوع بر ابعاد مختلف زندگی ما تأثیر می‌گذارد؛ بر ازدواج، خانواده، روابط اجتماعی و…  به‌ جز هویت واقعی و هویت مجازی؛ ازدواج واقعی و مجازی هم مطرح می‌شود. ازدواج‌های اینترنتی یا عضویت در گروه‌های به هم پیوسته‌ی عاطفی (شبکه‌های اجتماعی)، از دستاوردهای همین جهان مجازی و پیشرفت علم و فناوری است و وقتی مشکل‌ساز می‌شود که سرعت یا شتاب تکنولوژیک و تولیدات آن، فراتر از نیاز  یک جامعه یا ایجاد و نهادینه‌شدن فرهنگِ استفاده از آن باشد که این امر به‌اصطلاح «تأخر فرهنگی» یا «پس‌افتادگی فرهنگی» نامیده می‌شود و جامعه را با آسیب‌های فرهنگی، اجتماعی و روانی مواجه می‌سازد.

امروزه شاهد تغییر در شکل خانواده از خانواده‌ی هسته‌ای به هم‌خانگی یا زندگی مشترک بدون ازدواج در برخی جوامع هستیم که نتیجه‌ی آن، متولد‌شدن کودکانی است که والدین آنان هرگز ازدواج نکرده‌اند. در آمریکا، اروپای شمالی و آفریقا، ۵۰درصد کودکان از مادرانِ هرگز ازدواج‌نکرده به‌دنیا می‌آیند و ۵۰‌درصد زنان اصلاً ازدواج نمی‌کنند. در این شرایط و با این نگرش، مسؤولیت‌پذیری مردان در قبال خانواده، کاهش‌یافته و تمایل زنان برای بر‌عهده‌گرفتن مسؤولیت فرزندان‌شان، افزایش می‌یابد. ناگفته نماند که در روند جهانی‌سازی، کارکردهای خانواده توسط نهادهای جایگزین انجام می‌شود و چون روابط اعضای خانواده دگرگون شده و تفاوت‌هایی در نوع نگرش نسبت‌به جهان و محیط پیرامون و چشم‌انداز و نیز قصه (تجربیات) و فلسفه‌ی خانواده، بین والدین و فرزندان پدید آمده، نوع اهداف و آرزوهای اعضای خانواده تحت تأثیر فضای الکترونیک و سایبر، دگرگون شده است. ازدواج و طول مدت زندگی مشترک کاهش‌یافته؛ طلاق، به‌ویژه طلاق عاطفی، همسرگریزی، فرار از خانه و خیانت به همسر (اغلب به‌دلیل عدم صداقت در ارتباط، هوسرانی، تنوع‌طلبی جنسی و…) افزایش یافته است؛ خانواده‌های اضطراری یا خانواده‌هایی که چارچوب ظاهری آن پابرجاست و زن و شوهر زیر یک سقف با هم زندگی می‌کنند و جدایی مکانی بین آنان اتفاق نیفتاده اما سردی روابط و گسستگی عاطفی و افتراق روانی، بین‌شان پدید آمده، بسیار زیاد شده است. درون این خانواده‌ها، مسائل و مشکلات عدیده، فشار روانی، افسردگی، غمگینی و خشم و ترس موج می‌زند که در پاره‌ای از موارد، فرار فرزندان، به‌ویژه فرزندان دختر را از خانه موجب می‌شود.

یکی دیگر از پدیده‌های اجتماعی که روی خانواده تأثیرگذار است؛ «تفاوت، فاصله یا شکاف نسلی» است که درنتیجه‌ی مدرنیسیم و جهانی‌شدن، این فاصله یا شکاف، بیش‌تر شده است. افزایش کشمکش و خشونت در خانه، مدرسه و جامعه و ازهم‌گسیختگی بالقوه و بالفعل روابط خانوادگی، ازجمله جنبه‌های منفی جهانی‌شدن است. اگر ما جهانی‌سازی را یک پروژه و نه یک فرآیند که در راستای تغییر و تحولات نرمال جامعه شکل می‌گیرد، بدانیم؛ برنامه‌ریزی و آینده‌نگری نیاز است تا مشکلات و آسیب‌های فرهنگی، اجتماعی، روانی و سیاسیِ پیامد آن، قابل پیشگیری و کنترل باشد.

 

– به‌نظر شما، مهم‌ترین مسائل خانواده در عصر جهانی‌شدن چیست؟

ده مورد از مهم‌ترین مسائل خانواده در سطح جهان، عبارتند از  اعتیاد به مواد مخدر و الکل، سالمندی، خشونت خانوادگی، سلامت نوجوانان، بیکاری، ناباروری، فرزندخواندگی یا به فرزندی پذیرفتن، بی‌خانمانی، ساختار خانواده و هم‌خانگی یا زندگی مشترک بدون ازدواج!

 

– امروزه مهم‌ترین عوامل جهان‌شمولِ ازهم‌گسستن پیوند زناشویی چیست؟

من این عوامل را سموم یا زهرهای نابود‌کننده‌ی پیوند‌های زناشویی می‌نامم. ازدواج سالم، مستلزم این است که نه‌تنها باید احساسات و تجربیات مثبت را تقویت کرد، بلکه باید از دام‌ها و تله‌هایی که روابط را مسموم و نابود می‌کنند و موجب مرگ ازدواج می‌شوند، اجتناب کرد. زن و شوهر باید از سموم زناشویی بالقوه آگاه باشند. سم‌های اصلی عبارتند از:

– کاهش توجه به همسر: درنتیجه‌ی وجود جذابیت‌ها و دل‌مشغولی‌های متعدد عصر مدرنیسم و جهانی‌سازی و وابستگی مفرط به دنیای مجازی و فضای سایبر و روابط اینترنتی، رسانه‌های ماهواره‌ای و مخابراتی (مانند چت، کانال‌های ماهواره‌ای، پیامک، بلوتوث و…) که به‌تدریج به‌عنوان پدیده‌های جایگزین در تأمین نیازهای ارتباطی، عاطفی و هیجانی در زندگی انسان‌ها  نقش بازی می‌کنند، موجب تفرق احساسی، به‌جای تمرکز احساسی زوجین نسبت‌به یکدیگر شده‌اند. این کاهش توجه و ارتباط، سمی مهلک برای دوام و پایداری خانواده است.

– احترام نگذاشتن به همسر: پذیرش همسر با همه‌ی نقاط قوت و ضعف‌اش، نشانه‌ای از احترام ناب و صادقانه است. وقتی زوجین به همسر خود احترام نمی‌گذارند، ازدواج‌شان درگیر مشکلی بزرگ می‌شود. با تغییرات اجتماعی و تکنولوژیک گسترده، سریع و پرشتاب دنیای معاصر، برخی از ارزش‌ها و هنجارها هم در جوامع کم‌رنگ‌تر شده‌ و در شرایطی که جامعه‌پذیری افراد، ناقص انجام شده باشد، این امر جدی‌تر است که باید با سازوکارهایی ازجمله «جامعه‌پذیری مجدد»، «آموزش مهارت‌های زندگی» و «آموزش خانواده» که صرفاً معطوف به زنان نمی‌باشد و باید مردان و فرزندان را هم فراگیرد و سایر برنامه‌ریزی‌های مرتبط با ازدواج و خانواده، برای آن چاره‌اندیشی کرد.

– ناتوانی در حل اختلاف‌ها و کشمکش‌ها: رسیدگی و اقدام‌نکردن به‌موقع برای حل اختلافات یا نداشتن توانایی و مهارت لازم برای مقابله با کشمکش‌ها یا کمک‌نگرفتن از مشاوران و متخصصان، به پیچیدگی و گسترش اختلاف‌ها کمک می‌کند. باید توجه داشت که در دنیای امروز، این مشکل‌ها و تضادها  پیچیده‌تر، متنوع‌تر و عمیق‌تر شده‌اند.

– از بین بردن اعتماد متقابل: اعتماد و صداقت، نقشی اساسی در تحکیم پیوند زناشویی ایفا می‌کند. هر عاملی که این اعتماد و صداقت زوجین نسبت‌به یکدیگر را سست کند یا از بین ببرد، بنای خانواده را متزلزل کرده و چه‌بسا آن را فروبپاشد.

– نارضایتی یا مشکلات جنسی: بررسی‌ها نشان می‌دهد که حدود ۵۰درصد ازدواج‌ها با مشکلات جنسی اعم از نارضایتی یا روابط خارج از دایره‌ی ازدواج و مسأله‌ی ناباروری مواجه است.

– ایفای نقش در بازی «چه می‌شد اگر» و «مقایسه»: برخی از همسران باتوجه به تنوع و تغییر سریعی که در جامعه‌ی امروز اتفاق می‌افتد؛ بعد از ازدواج، تصورات، رؤیا‌ها و آرزوهایی را با عبارت «چه می‌شد اگر» مطرح می‌کنند؛ مثلاً «چه می‌شد اگر همسری ثروتمند یا با تحصیلات عالی داشتم» یا «چه می‌شد اگر در جای دیگری زندگی می‌کردم یا به این ازدواج تن‌نمی‌دادم»؛ این نوع تصورات و تفکرات و بیان و تکرار آن‌ها، تأثیری منفی و مخرب بر روابط زوجین دارد و یا «مقایسه‌ی خود با دیگران» که معمولاً نه منطقی است و نه سازنده زیرا شرایط، موقعیت‌ها، استعدادها و فرصت‌های انسان‌ها، یکسان نیست. برای این‌که بتوانیم انسان خوشبختی باشیم، باید خودمان را با خودمان در طول زمان مقایسه کنیم و ببینیم که امسال نسبت‌به سال گذشته یا امروز نسبت‌به دیروز، چه پیشرفت و موفقیتی داشته‌ایم.

 

– و صحبت پایانی…

خوب است بدانیم که خانواده، سنگ‌بنای جامعه است و بیش از هر نیروی دیگری؛ نگرش‌ها، امیدها، آرزوها، ارزش‌ها و بلند‌پروازی‌های فرزندان را شکل می‌دهد. خانواده، پیوندی است به گذشته و پلی است به آینده‌ی ما؛ رابطی است که پیوند خانوادگی واقعی را برقرار‌ می‌کند. این ارتباط، نه‌تنها بر پیوندهای خونی، که بر مبنای احترام و شادی و نشاطی که در زندگی شریک زندگی‌مان ایجاد می‌کنیم، استوار است. خانواده و عشق باید مانند یک باغ، پرورش یابند و تداوم رشد و شکوفاییِ پیوند خانوادگی، مستلزم وقت‌گذاری، تلاش و کوشش، ابتکار، گذشت و ایثار است. نکته‌ی مهم این‌که قدرت یک ملت، از انسجام خانواده‌های آن ناشی می‌شود.

به یاد داشته باشیم ما برای زندگی‌کردن، متولد شده‌ایم، نه این‌که چون به دنیا آمده‌ایم، باید زندگی کنیم.

به راهی نرویم که زندگی، ما را می‌برد، بلکه زندگی را به راهی ببریم که ما می‌خواهیم؛ زندگی ممکن است ما را به جاهای ناخواسته ببرد اما عشق، ما را به خانه می‌برد!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × 3 =