مدیریت اقتصادی زنان

نقش زنان در توسعه و ترویج فرهنگ صحیح مصرف و استفاده‌ی بهینه از منابع، بسیار مهم و قابل توجه است.

زن می‌تواند هزینه‌های پوشاک، هزینه‌های تغذیه‌ی خانواده، هزینه‌های علمی و هزینه‌های گردش و تفریح را کنترل و مدیریت کند.

 

۱) برنامه‌ریزی و تعیین اهداف:

برای مدیریت هزینه‌ها باید یک تقسیم‌بندی صحیح و اصولی داشته باشیم. برای این کار، نخست باید چارچوب اهداف کلی خانواده تعیین شود، آنگاه کل برنامه، به برنامه‌ها و هدف‌های کوچک‌تر برای رسیدن به هدف اصلی تقسیم شود؛ به این معنی که پیش از خریدهای آن‌چنانی، باید هزینه‌های ضروری و نیازهای روزانه، اجاره‌ی مسکن و اقساط احتمالی را از درآمد ماهیانه جدا کرد و برای باقیمانده‌ی درآمد، درباره‌ی پس‌انداز و خرج‌های نابهنگام، برنامه‌ریزی کرد.

دلیل آن‌که بیش‌تر مردم به اندازه‌ی کافی پس‌انداز و سرمایه‌گذاری نمی‌کنند، این است که برنامه‌ی مشخصی برای خود ندارند و نمی‌دانند دقیقاً از زندگی چه می‌خواهند.

 

۲) آموزش و مشاوره‌ی اقتصادی:

گاهی خانواده‌ها در مدیریت اقتصادی خود، از توان لازم برخوردار نیستند یا این‌که با مسائل و مشکلاتی مواجه می‌شوند که به تنهایی از عهده‌ی آن‌ها برنمی‌آیند. امروزه منابع و مراجع بسیاری با موضوع «اقتصاد خانواده» وجود دارد که می‌توان به دوستان و آشنایان، اقوام، اعضای خانواده، همکاران شغلی، کتاب‌ها، نشریات و رسانه اشاره کرد.

اگر زنان نگاه‌شان به زندگی، متعالی باشد، خودشان را درگیر مسائل کاذب، تجملات و مصرف‌گرایی بیش از اندازه نمی‌کنند، بنابراین نقش آموزش و ارتقای آگاهی زنان، بسیار مؤثر و مفید است.

 

۳) اهمیت زمان و برنامه‌ریزی در اقتصاد خانواده:

زمان، منبعی محدود است که نه قابل ذخیره‌کردن است و نه برگشت‌پذیر؛ آهنگ آن را نمی‌توان تندتر یا کندتر کرد، بنابراین منبعی است که باید در قبال آنچه به دست می‌آید، صرف شود. از آنجا که انسان در قبال هرچه که در اختیار دارد، مسؤول است، در مقابل زمان نیز مسؤول است. با این نگرش، برنامه‌ریزی زمان برای خود و خانواده از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و این نخستین‌قدم در راه برنامه‌ریزی اقتصادی خانواده به شمار می‌رود.

 

۴) اسراف و چشم‌وهم‌چشمی:

بخشی از هزینه‌های متنوع و متفاوتی که بر دوش خانواده‌ها قرارمی‌گیرد، ناشی از نفوذ پدیده‌های مذموم اسراف، تجمل‌گرایی و برتری‌جویی‌هاست که متأسفانه در جامعه‌ی امروزی در حال پیشرفت می‌باشد و این به دلیل نداشتن اهداف بلندمدت و متعالی برای زندگی‌ست.

وقتی ما زاویه‌ی دید خود را به زندگی و آنچه که داریم تغییر دهیم؛ شاهد این چشم‌وهم‌چشمی‌ها و اسراف‌کاری‌ها نخواهیم بود. وقتی باور داشته باشیم که ما به این جهان آمده‌ایم تا حرفی برای گفتن داشته باشیم، تا کار خاصی را که کسی جز ما نخواهد توانست انجام دهد، عملی کنیم و به کشف و استفاده‌ی صحیح از توانایی‌های خود بپردازیم، دیگر درگیر تجمل‌گرایی و اعمال پوچی که درنهایت برای ما چیزی دربر نخواهد داشت، نخواهیم شد و این نکته نیز جز با آموزش صحیح، میسر نمی‌شود.

اما فراموش نکنیم که این مسأله نیز به معنای ساده‌زیستی بیش از حد نیست. انسان باید زندگی خوبی داشته باشد. شادی و تنوع برای تغییر روحیه، حق آدمی است. در اینجا به اعتدال و میانه‌رویی که در معنای واژه‌ی اقتصاد نهفته است، پی‌می‌بریم. بحث از رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر یا تقطیر است. تقطیر یعنی کم خرج‌کردن که بُخل و خساست است؛ اسراف و تبذیر یعنی هدر دادن مال، چه مال شخصی و چه اموال عمومی که هر دو مذموم است.

 

۵) خرید‌های اضافه:

تابه‌حال چند بار شده که وارد فروشگاهی برای خرید شده باشید و پس از خروج، با بسته‌هایی در دست‌تان بیرون بیایید که قبل از ورود، جزو فهرست خرید شما نبوده و حتی به فکر خرید آن‌ها هم نبوده‌اید؟!

در حقیقت، وقتی وارد فروشگاهی می‌شویم، اغلب اجناسی را می‌خریم که نیاز نداریم؛ کالاهایی که تازه در فروشگاه دیده‌ایم و با خود فکر کرده‌ایم که شاید یک روز به کار ‌آید! بسیار پیش آمده که نیاز، موجب تولید یک کالا نشده، بلکه تولید یک کالا، نیاز به مصرف را ایجاد کرده و ما خریدار چنین محصولاتی می‌شویم.

باید سعی کنیم هنگامی که برای خرید مایحتاج خود به فروشگاه می‌رویم، آن چیزی را بخریم که مورد نیاز ماست. برای این کار می‌توانیم مایحتاج خود را به ترتیب اولویت، روی یک صفحه کاغذ یادداشت کنیم.

 

۶) استفاده از تکنولوژی روز:

تکنولوژی به همان اندازه که در زندگی کاری ما و دنیای تجارت، تحول ایجاد کرده؛ در مدیریت اقتصاد خانواده‌ی ما نیز ‌می‌تواند بسیار مؤثر باشد.

هم‌اکنون با الکترونیکی‌شدن بسیاری از امور بانکی و پرداخت‌ها، می‌توان در وقت و انرژی، صرفه‌جویی کرد. پرداخت قبوض، واریز وجه به حساب دیگری، چک‌کردن مانده‌ی حساب و… ازجمله اموری‌ست که می‌توان با اینترنت یا تلفن همراه انجام داد. باید سعی شود دانش ما نیز به‌روز باشد تا از چیزی عقب نمانیم و بتوانیم خودمان کنترل هزینه‌ها را در دست بگیریم.

سعی کنیم مرتب موجودی و گردش کارت اعتباری خود را چک کنیم؛ به این ترتیب، هرگز غافلگیر نخواهیم شد و همیشه مخارج‌مان را با بودجه و موجودی‌مان هماهنگ خواهیم کرد.

 

۷) ایجاد کانونی گرم:

خانواده به‌جز منابع مادی، منابعی مانند عشق، وحدت خانواده، خاطرات خوش، لحظه‌های شادمانه‌ی خانوادگی و… را نیز در اختیار دارد که قابل تبدیل به پول نیست. مدیریت اقتصادی خانواده، نیازمند مدیریت عاطفی، روانی و اجتماعی خوب و در عین حال گرم و صمیمی است. قطعاً یک خانواده‌ی آرام، شاد و متحد، در مدیریت هزینه‌های خود موفق‌تر است.

 

۸) کیفیت برتر:

فریب ظاهر شیک و ارزان اما بی‌کیفیت کالا‌ها را نباید خورد چراکه این کار، موجب اتلاف وقت و هزینه می‌شود. سعی کنیم اجناسی گران‌تر اما با کیفیتی خوب خریداری کنیم تا بارها مجبور به تعویض و خرید دوباره نشویم. این خود یک گام در صرفه‌جویی و مدیریت اقتصادی است.

 

۹) تولیدات خانگی:

زنان علاوه‌بر این‌که با کم‌کردن هزینه‌ها، افزایش بهره‌وری و کنترل مصارف، می‌توانند اقتصاد خانوار را بهبود بخشند، حتی از طریق برخی تولیدات در داخل منزل نیز می‌توانند به بهبود وضعیت اقتصاد خانوار کمک کنند که این مورد، بیشتر برای زنان خانه‌دار می‌تواند راهگشا باشد. «تولیدات خانگی»، پس از کسب مهارت، بهترین گزینه برای زنان خانه‌دار است تا هم به نوعی، خلأ درونی خود را با چنین مشاغلی پرکنند و هم این‌که بتوانند به اقتصاد خانواده کمک کنند.

۱۰) مواد غذایی:

از آنجا که کار پخت‌وپز و آشپزی  در بیش‌تر مواقع، با بانوان است، زنان می‌توانند خیلی خوب در این زمینه، فعالیت اقتصادی داشته باشند و مواد غذایی را به بهترین‌شکل و نیاز به خانواده برسانند و از اسراف و دورریزی، جلوگیری کنند. آشپزی سالم با الگوی تغذیه‌ای مناسب، یکی از مهم‌ترین نکاتی است که به زنان در مدیریت اقتصادی خانه کمک می‌کند.

۱۱) تقسیم درآمد:

چگونگی توزیع منابعِ در دسترس خانواده، بین اعضای آن بسیار مهم است. واضح است اگر یکی از اعضای خانواده، قسمت بیش‌تری از درآمد خانواده را به‌ خود اختصاص دهد، سهم کم‌تری برای دیگری می‌ماند. مدیریت صحیح و عادلانه‌ی تقسیم درآمدها، برحسب نیاز افراد خانواده، بسیار مهم و جدی است و نیازمند آگاهی و دقت شخص توزیع‌کننده است.

 

کلام آخر

نظارت مسؤولانه و تدبیر امور داخل خانواده از دیرباز -آگاهانه یا ناخوادآگاه- بر عهده‌ی زنان بوده است؛ چه در قدیم که فقط مردان نقش درآمدزایی داشتند و چه امروزه که بسیاری از بانوان نیز پابه‌پای مردان در گرداندن چرخه‌های اقتصادی خانواده سهیم‌اند. درحقیقت زنان با توجه به جایگاه‌شان در خانواده به‌عنوان مادر و فردی که در انتقال ارزش‌های اخلاقی به نسل بعد مؤثر است،  نقشی بسیار مهم در اصلاح روش‌های مصرف، پس‌اندازها و اولویت‌بندی نیاز دارند.

اما نقش زنان فقط محدود به مدیریت اقتصادی خانواده نیست، بلکه مدیریت آنان نه در این نهاد کوچک، بلکه در جامعه نیز نمود پیدا می‌کند زیرا خانواده به عنوان واحد کوچکی از اجتماع، در توسعه و رشد اقتصادی جامعه نیز نقشی اساسی ایفا می‌کند و این‌جاست که نقش تأثیرگذار زنان در خانواده و جامعه، پررنگ‌تر می‌شود؛ مثلاً چنانچه فرهنگ قناعت و صرفه‌جویی از سوی خانواده‌ها رعایت شود، به سطح جامعه نیز کشیده شده و نیروی انسانی در سطوح مختلف اداری، صنعتی، کشاورزی و… به سوی حیف و میل‌کردن بیت‌المال و سرمایه‌های ملی یا دست‌اندازی به اموال دیگران، حرکت نخواهد کرد و این مسأله، نتایج بسیار با خیر و برکتی به همراه خواهد داشت.

 

نرجس خزاعی

کارشناس‌ارشد فیزیولوژی جانوری

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × 3 =