شکل‌گیــری شخصیــت و عوامـل مؤثـر بر آن

هنگامـی‌که دربـاره‌ی شخصیــت صحبـت می‌کنیــم، مقصـود ایـن اســت که فرد دارای شخصیتـی گیـرا و نافـــذ، نگرشـی مثبــت به زندگــی و یا صورتــی بـاز و خنـدان است. هنگامـی که روان‌شناســان دربـاره‌ی شخصیـت صحبـت می‌کننـد، مقصودشــان مفهومـی پویاســت که بیانگـر رشـد و تکامـل کـل سیستـم روانــی شخــص اســت، بنابرایـن اگـرچــه شخصیــت در زبـان عامـه معانـی مختلفـی دارد امـا در روان‌شناســی، به مجموعه‌ی ویژگی‌هــای جسمـی، روانــی و رفتــاری که هـر فـرد را از افــراد دیگـر متمایــز می‌کنـد، اطـلاق می‌شــود. شخصیــت یعنـی عنصــر ثابــت رفتــار فــرد، شیـوه‌‌ی‌ بــودن او و به‌طــور کلــی آن‌چــه همـواره با او هســت و موجـب تمایـز او از دیگـران می‌شــود. ایـن ثبــات، زمینــه‌ای فراهــم می‌آورد تا رفتــار فــرد در موقعیت‌هــای مختلــف و تا انـدازه‌ای به‌طـور عینـی پیش‌بینـی شــود. اگـر به رفتـار اطرافیــان خـود دقــت کنیــم، خواهیـم دیـد که در موقعیت‌هــای مختلــف، رفتارهــای متفاوتـی دارنــد؛ گاهـی کامــلاً خونســرد و گاهــی بسیــار خشمگیــن هستنــد و هم‌چنیــن رفتارهـای متناقض دیگـری، اما اگــر دقـت کنیــم، در رفتــار آنـان نوعـی ثبــات می‌بینیــم؛ به‌طـوری که می‌توانیــم اعمـال آنـان را در موقعیت‌هــای مختلــف با اطمینـان تقریبــاً بالایــی پیش‌بینـی کنیــم؛ بنابرایــن مجموعــه‌صفاتــی که با ثبــات نسبــی در یـک فــرد وجـود دارد و به دیگــران اجــازه می‌دهــد تا بتواننــد رفتــار او را تا انـدازه‌ای پیش‌بینـی کننــد و تفــاوت او از دیگــران را بداننــد، «شخصیــت» نامیــده می‌شــود.

 

شکل‌گیــری شخصیــت:

هم‌چنان‌کــه افــراد، رو به بلــوغ می‌گذارنــد، الگوهــای عادتــی یا پاسخ‌هـای کلیشــه‌ای نسبــت به محرک‌هــای گوناگــون نیــز در آنــان شکـل‌می‌گیــرد. مجموع ایـن الگوهـای عادتــی آن‌گونـه که دیگــران درک و برداشــت می‌کننـد، شخصیــت آنــان را می‌ســازد؛ بنابرایــن شخصیــت، جمــع عـادات اســت و عــادات، همــان رفتارهــای ثابــت و مکــرر اســت. این‌کــه افــراد رفتـار مشابهـی را در شرایــط مشابــه از خـود بـروز می‌دهنـد، دیگـران فـرامی‌گیرنـد که ایـن رفتــار را به‌عنـوان شخصیــت آنــان بشناسنــد و انتظــار انــواع معینــی از رفتــار را از آنان داشتـه باشنــد و حتــی رفتــار آنــان را پیش‌بینــی کننــد.

 

عوامل تعیین‌کننده‌ی شخصیت:

۱) وراثــت:

هـر آدمــی، کـم‌وبیـش وارث صفــات و ویژگی‌هـای فطــری پــدر و مــادر خویــش اســت. برخـی از ایـن صفــات به‌صــورت نمایــان و برخـی دیگــر به حالــت نهــان هستند. پویایـی شخصیــت که بیش‌تـر جنبــه‌ی فیزیولوژیکــی دارد، بر پایـــه‌ی قالب‌هـــای ارثــی استــوار اســت و امکــان رفتــار و کــردار معینــی را بـرای فــرد فراهــم می‌آورد. هـ‌وش، حافظــه، استعــداد یادگیــری، حساسیــت، انگیـزش‌پذیــری و جــزئیات آن از راه وراثــت به فــرد انتقــال می‌یابــد.

 

۲) محیــط:

افراد بـرای تحقـق‌یافتــن خواسته‌ها و رشــد خـود به زمینـه‌ای مناسـب نیــاز دارنــد و ایـن «محیـط» اســت که چنیــن زمینــه‌ای را فراهـم می‌ســازد. هـرقــدر فــرد از نظـر ویژگی‌هــای وراثتـی، ممتــاز و برجستــه‌تر باشــد، اگـر در محیطــی نامناســب قـرار گیــرد، توانایی‌هــای ارثـی او امکـان کم‌تـری بـرای شکوفــاشــدن پیـدا خواهنـد کـرد. کودکانـی که در محیط‌هــای دور از محیـط انسانـی پیـدا شده‌انـد، گـواه روشنـی بر ایـن مدعــا هستنــد. ایـن کودکـان از بسیـاری از جنبه‌هــای رشــد شخصیــت، از کودکــان عــادی، عقـب‌مانده‌تــر هستنــد و حتـی آموزش‌‌هـا و امکانــات فراهـم‌شـده‌ی بعــدی بـرای آنــان نتوانستــه عقـب‌ماندگی‌هــای‌شان را به‌طـور کامــل جبــران کنـد.

انسانــی که با ویژگی‌هــای ژنتیکــی و جسمانـی خاصــی به‌دنیــا می‌آیــد، از آن پــس سـر و کـارش با محیـط اطـراف خـود خواهـد بــود. اگـرچـه ویژگی‌هــای توارثــی نـوزاد در شکـل‌گیـری شخصیـت او نقـش مهمــی دارنــد امــا بایــد توجـه داشـت که ایـن ویژگی‌هــا، تنهــا در محیطـی مناســب می‌تواننــد شکـل‌گیــری شخصیــت را امکان‌پذیــر سازنــد. به‌عنـوان نمونه هـر نــوزادی با تعـدادی از توانایی‌هــا و استعدادهــای گوناگــون متولــد می‌شــود امــا شکوفــاشــدن یا نشــدن ایــن استعدادهــا و توانایی‌هــا، بستگــی به محیطـی دارد که نــوزاد در آن قـرارمی‌گیــرد.

 

۳) موقعیــت:

شخصیـت فـرد درحالـی‌که دارای ثبـات رویـه و پایـدار اســت، در موقعیت‌هـای مختلـف تغییـر می‌کنـد. خواســت و میل‌هـای گوناگــون در موقعیت‌هــای مختلــف موجب می‌شونـد که شخـص در هر موقعیتـی، جنبــه‌ی خاصــی از شخصیــت خـود را ابــراز نمایــد؛ بنابرایــن نبایــد الگوهـای شخصیتـی را به‌صـورت جداگانــه مـورد توجـه قــرار داد. در طبقه‌بنـدی موقعیت‌هــا آن‌چـه اهمیـت پیــدا می‌کنـد، ایـن اســت که به‌نظـر می‌رســد ایـن موقعیت‌هـا با توجـه به محدودیت‌هایـی که بر رفتــار فـردِ اعمـال می‌کننـد، متفـاوت هستنـد و موجب محـدودکـردن نـوع رفتــار فــرد می‌شونـد.؛ بنابرایـن هیـچ تردیــدی نیســت که شرایـط خـاص و گوناگـون می‌تواننــد در شکـل‌دادن شخصیــت فــرد مؤثــر واقـع شونــد.

 

منبع: «رفتار سازمانی» «آنتونی رابینــز»

 

حمیدرضا مرادی

کارشناس‌ارشد مدیریت و مدرس کارآفآ

آفرینی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × چهار =