روابط با دیگران

گویی که زندگی، سراسر روابط است. با همه‌چیز رابطه داریم؛ حتی شما اکنون با این مقاله که سرگرم خواندنش هستید، با من و مفاهیم من، رابطه دارید.

روابطی که با اشیاء، غذاها، وسایل حمل‌و‌نقل و مردم دارید، همگی بازتاب رابطه‌ای است که با خود دارید. رابطه‌ای که با خود دارید، به‌شدت تحت تأثیر روابطی است که در کودکی با بزرگسالان پیرامون خود داشتید. شیوه‌ای که آنان آنگاه نسبت‌به شما واکنش نشان‌می‌دادند -خواه مثبت و خواه منفی- معمولاً همان شیوه‌ای است که ما اکنون نسبت‌به خود، واکنش نشان می‌دهیم.

لحظه‌ای به واژه‌هایی بیندیشید که به هنگام سرزنش خویش به خود می‌گویید؛ آیا این واژه‌ها همان کلماتی نیستند که پدر و مادرتان به هنگام سرزنش شما به‌کار می‌بردند؟ مطمئنم که به هنگام تحسین خود نیز همان واژه‌ها را به‌کار می‌برید. پدر و مادرتان را ملامت نمی‌کنم زیرا همه‌ی ما قربانیان قربانیان هستیم! احتمالاً آنان نمی‌توانستند آن‌چه را که خود نمی‌دانستند، به شما بیاموزند.

روابط، بازتاب خودِ ما هستند. آن‌چه به‌سوی خود می‌کشانیم، همواره نمایانگر ویژگی‌های ما یا باورهایی است که درباره‌ی روابط داریم؛ این در مورد رئیس، همکار، کارمند، دوست، یار، همسر یا فرزند صدق می‌کند. آن‌چه در این اشخاص دوست‌ندارید، کارهایی است که خود می‌کنید یا دوست داشتید که می‌کردید و یا چیزی است که به آن اعتقاد دارید. اگر صفات یا شیوه‌ی رفتار آنان به طریقی، مکمل زندگی شما نمی‌بود، نمی‌توانستید آنان را به‌سوی خود جذب کنید یا به زندگی خود فراخوانید.

 

تمرین: ما در برابر آن‌ها

لحظه‌ای به یکی از اشخاص زندگی‌تان بیندیشید که شما را می‌آزارد. سه ویژگی این شخص را که مورد پسند شما نیست و دوست‌دارید تغییر کند، توصیف کنید.

به ژرفای وجود خویش بنگرید و از خود بپرسید: «در کدام موارد، من به او شباهت دارم و چه‌وقت همان کارها را انجام می‌دهم؟»

چشمان خود را ببندید و برای انجام این کار، به خود فرصت دهید؛ آنگاه از خود بپرسید: «آیا می‌خواهی که تغییر کنی؟»

هرگاه این الگوها، عادت‌ها و باورها را از اندیشه و رفتار خود بزدایید، یا آن‌ها عوض خواهند شد و یا از زندگی‌تان بیرون خواهند رفت.

– اگر رئیسی دارید که همیشه انتقاد می‌کند و جلب رضایت او محال به‌نظر می‌رسد، به درون خود بنگرید؛ یا در یکی از سطوح، خودتان همان کار را انجام‌‌می‌دهید و یا اعتقاد دارید که «رؤسا همیشه ایراد می‌گیرند و نمی‌توان رضایت‌شان را جلب کرد!»

– اگر کارمندی دارید که مطیع نیست و دستورهای شما را اجرا نمی‌کند، بنگرید که خودتان همان کار را کجا انجام می‌دهید و مشکل خود را حل کنید. اخراج کارمند، بسیار آسان است اما این‌کار، الگوی ذهنی شما را پاک نمی‌کند.

– اگر همکاری دارید که همکاری نمی‌کند و کار گروهی را نمی‌پذیرد، ببینید که چگونه این وضع را به‌سوی خود کشانده‌اید و در چه مواردی، شما فاقد حس همکاری هستید.

– اگر دوستی دارید که نمی‌توان به او تکیه کرد و شما را تحقیر می‌کند، به درون خود بنگرید و ببینید که در کدام موارد زندگی، نمی‌توان به شما تکیه کرد و در چه مواقعی، دیگران را تحقیر می‌کنید و آیا این اعتقاد شماست؟

– اگر همسری دارید که مدام غر می‌زند و از شما حمایت نمی‌کند، دیگربار به باورهای کودکی خود بنگرید و ببینید که آیا پدر یا مادری داشته‌اید که غر می‌زد و حمایتگرتان نبود؟ آیا شما نیز همین‌گونه‌اید؟

– اگر کودکی دارید که عادت‌هایش، خشم شما را برمی‌انگیزد، تضمین می‌کنم که عادت‌هایش، عادت‌های خودِ شماست، چراکه کودکان تنها از راه تقلید از بزرگسالان پیرامون خود می‌آموزند! مشکل را درون خود حل کنید تا ببینید که آنان نیز خود عوض می‌شوند.

 

تنها راه تغییردادن دیگران، این است که نخست، خودِ ما تغییر کنیم. الگوهای خود را تغییر دهید تا ببینید که «دیگران» نیز متفاوت شده‌اند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده − 8 =