در جست‌وجوی شادمانی

آیا در جست‌وجوی راهی برای شادی و شادزیستن هستی؟

آیا آرزوی تجدید قوای از دست رفته‌ی خود را داری؟ شاید تعجب می‌کنی که چه‌طور و چرا علاقه و احساس پیشین را نسبت به همسر، فرزند، دوستان و … در خود پیدا نمی‌کنی؟!

شاید خودت را مقصر بدانی یا دیگران را. شاید احساس می‌کنی که انگیزه‌ات نسبت به کار، تحصیل و دیگر امور زندگی کاهش یافته؟

به خود می‌گویی: دیگر بس است، افسردگی تا کی و به چه بهایی؟!

 

به اشتباه گفته‌اند در اختلال افسردگی، فرد گویا خود را زندانی و در سیاه‌چال منفی‌نگری‌ها قرار داده و کلید آزادیش را گم کرده‌است؛ اما بدیهی‌است که افسردگی یک بیماری، چون بیماری‌های دیگر است و از این‌جهت گناهی بر گردن شخص نیست. در این حال پند و نصیحت و سرزنش، کاملاً بی‌فایده ‌است.

جملاتی مانند این‌که: تو می‌توانی خوشحال باشی، چرا قدر نعمت‌هایی را که داری، نمی‌دانی؟ یا چرا نمی‌توانی امیدوار و خوش‌خلق باشی و…؛ او را مقصر قلمداد کرده و موجب تشدید ناراحتی او می‌شود.

همچنین مقاومت و انکار افسردگی، بی‌فایده بوده، بلکه می‌بایست آن را پذیرفت و برای درمان آن اقدام کرد.

در اغلب موارد، افراد دیر متوجه افسردگی خود یا اطرافیان‌شان می‌شوند؛ بدین‌شکل که نشانه‌‌های افسردگی بالینی که ممکن است شامل مشکلات کم‌خوابی، پرخوابی یا بدخوابی، بی‌اشتهایی یا پرخوری، درد‌های بدنی، کاهش تمرکز، مشکل در به یادسپاری (فراموشی)، ناتوانی در تصمیم‌گیری و مشکلات ارتباطی باشد، نزد بسیاری از افراد به‌‌عنوان نشانه‌‌های احتمالی افسردگی شناخته و پیگیری نمی‌شود و در همین حال ممکن است آنان حتی احساس غم و آزردگی خود را نیز به حساب مشکلات، رفتار همسر و فرزندان و دیگر مسائل زندگی بگذارند.

البته در مواردی نیز افراد، ناآگاهانه برای خود و دیگران، تشخیص بیماری افسردگی را مطرح می‌کنند. در حالی که به‌‌عنوان مثال، سوگ از دست دادن عزیزان، طلاق و بیماری و… ممکن است یک حس غمگینی معمول و درواقع روند طبیعی سازگاری و بهبودی در فرد باشد و البته چنانچه این حالت طولانی شده یا شدت یابد، می‌بایست حتماً به پزشک مراجعه شود.

بنابراین در مواردی که شک دارید که مبادا خود یا یکی از عزیزان‌تان دچار افسردگی شده‌اید، می‌توانید با متخصص امر مشورت کنید.

مشکلاتی چون کاهش انرژی، خستگی زودرس، درد‌های عصبی، کمردرد، سردرد، دردهای پراکنده در قسمت‌های مختلف بدن که علت جسمی مشخصی ندارند، مشکلات جنسی، اضطراب، نگرانی، مشغله‌ی ذهنی با افکار مرگ و بیماری، شدت‌یافتن بیماری‌های جسمی قبلی مانند شدت‌یافتن آسم و تنگی نفس، بیماری‌های پوستی، درد‌های مفصلی، دیابت، دردهای قلبی و… می‌توانند در اثر ابتلای به افسردگی ایجاد شده باشند. معروف است که افسردگی، یک بیماری هزارچهره است و به شکل‌های مختلفی تظاهر می‌کند.

 

خوشبختانه افسردگی، قابل درمان است و نیز تحقیقات نشان داده‌اند که درمان افسردگی، منجر به تسریع بهبودی بیماری‌های جسمی و تقویت سیستم ایمنی نیز می‌شود. درواقع می‌توان گفت که اغلب بیماری‌های جسمی انسان نیز از دسته بیماری‌های روان‌تنی بوده و اختلال در سیستم عصبی روانی با این بیماری‌ها و شدت یافتن آن‌ها در ارتباط است.

لازم به ذکر است افسردگی، انواع و شدت‌های مختلفی دارد که ارزیابی و تشخیص آن برعهده‌‌ی متخصص اعصاب و روان یا روانپزشک است.

با وجود آن‌که افسردگی، یک بیماری است و آدمی را از درک معانی و لذات زندگی محروم می‌کند، همچنان که افسردگی درمان می‌شود اشتیاق، سلامت، هدفمندی و معنای زندگی فرد به او باز می‌گردد.

 

دکتر شهره‌‌سادات بهاالدینی

روانپزشک

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × سه =